مسکات مأموریت دارد پاشا را برای شروع روز آماده کند؛ از کنارزدن پرده تا جوراب گمشده و در نهایت صبحانهای که پاشا را واقعاً بیدار میکند.
ساعت با تمام توان زنگ میزند، اما پاشا هنوز عمیق خواب است. مسکات وارد اتاق میشود و مأموریت شروع میشود.
کلوزآپ ساعت، دالی به عقب
مسکات با جدیت پرده را کنار میزند و نور صبح مثل یک نورافکن روی تخت میافتد.
مدیوم وایــد، پن با حرکت دست
پاشا پتو را روی سرش میکشد؛ مسکات دستبهکمر و ناراضی کنار تخت میایستد.
ساید مدیوم، استاتیک
مسکات مثل یک دستیار بیشازحد جدی لباسها را مرتب روی تخت میچیند.
تاپشات مایل، تیلت آرام
پاشا با یک لنگه جوراب گیج مانده و کل اتاق را دنبال لنگهٔ دوم میگردد.
وایــد اتاق، فالو دستی
مسکات زیر تخت میرود و جوراب را مثل یک جام پیروزی بیرون میآورد.
لو-انگل کف اتاق
پاشا جلوی آینه مسواک میزند اما چشمهایش هنوز نیمهباز است؛ مسکات حولهبهدست منتظر ایستاده.
قاب آینه، استاتیک
مسکات کیف را میبندد و کفشها را دقیق و منظم جلوی در میچیند و چکلیست را تیک میزند.
راهرو، لنز واید نزدیک
کاسه آماده میشود، چیفلکس داخلش میریزد و شیر با یک پاشش سینمایی اضافه میشود.
ماکرو اسلوموشن روی کاسه
پاشا سر میز مینشیند و با اولین قاشق بالاخره کاملاً بیدار میشود؛ مسکات آخرین تیک را میزند: صبحانه — Done.
مدیوم دو نفره، پوشاین
پاشا کیفش را برمیدارد و سرحال از در بیرون میرود؛ مسکات با احترام بدرقهاش میکند.
قاب در، بکلایت صبح